السيد محمد حسين الطهراني
44
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
محتواى بيكن و فلسفهء ميان تهى كانت و دكارت دم زنيم ؟ ! و يا مثلًا با توأم كردن فقه و فلسفهء جديد از افكار فِرويْد و بِرْتْرانْد راسِل مدد بجوئيم ؟ و عمل لواطِ قوم لوط را كه قبيحترين كردار تاريخ بشريّت است مجاز بدانيم ؟ و همانند انگلستان از مجلس أعيان بگذرانيم ، و علناً همجنس بازى را امضا كنيم ؟ آيا بسط و قبض تئوريك شريعت ، از اينجاها سر در نمىآورد ؟ آيا ورود فلسفهء جديد در حوزهء علميّه ، و تعطيل تدريس فلسفهء حياتبخش و سعادت آفرين ، نتيجهء هزار سال افكار علمائى چون بو علىّ و فارابى و ميرداماد در قالب فكر بكر ملّا صدراى شيرازى ، غير از اين نتيجه ميدهد ؟ ! مرحوم آية الحقّ و سند الفلاسفة ، حكيم اعظم آية الله مُفخَّم : حاج ميرزا مهدى آشتيانى أعلى الله درجته كه فيلسوفى عظيم و نابغهاى در حكمت و فلسفه بود ، براى معالجه و عمليّهء جرّاحى به كشور آلمان رفت ، در موقع مراجعت به طهران ميگفت : چون در بيمارستان آلمان بسترى شدم ، فيلسوفان آنجا همگى بواسطهء شهرت من ، بديدن من آمدند . من با آنها در اصول مسائل فلسفى مذاكره كردم ؛ ديدم حقّاً آنها از يك طلبه ابتدائى حوزههاى ما اطّلاعاتشان كمتر است . « 1 »
--> ( 1 ) تولّد ايشان در سنهء 1306 و فوتشان در سنهء 1372 هجرى قمرى است . و مؤلَّفاتشان عبارت است از : حاشيهء أسفار ملّا صدرا ، حاشيهء رسائل شيخ مرتضى انصارى ، و تعليقه بر شرح منظومهء منطق و حكمت سبزوارى ، و شرح شفاى ابن سينا ، و شرح كفايهء آخوند ملّا محمّد كاظم خراسانى ، و شرح مكاسب شيخ انصارى ، و رسالهاى در جبر و تفويض ، و رسالهاى در علم اجمالى ، و رسالهاى در طلب و اراده ، و رسالهاى در وحدت وجود ، و رسالهاى در قاعدهء لا يَصدرُ عن الواحدِ إلّا الواحدُ .